على محمدى خراسانى
46
خارج اصول (فارسى)
فيما بين لفظ و معنى وجود دارد ( كه در سايه اين ارتباط از شنيدن لفظ به معناى مورد نظر منتقل مىشويم ) سپس فرموده : و به اين معنى صحيح است تقسيم وضع به تعيينى و تعيّنى زيرا آن ربط و علقه خاص گاهى در اثر تعيين و جعل به وجود مىآيد و گاهى از كثرت استعمال سرچشمه مىگيرد . ( طبق تعريف مشهور وضع به معناى مصدرى كلمه باقى است و صفت فاعل و فعل او و منسوب به او است . ولى طبق تعريف آخوند ، وضع به معناى اسم مصدرى و نتيجة المصدر است يعنى ارتباط خاص كه پس از جعل و قرار دادن ، در عالم اعتبار پديد مىآيد ، نامش وضع است . ) اشكالات تعريف آخوند : از سوى بزرگان فن به اين تعريف اشكالهاى وارده شده كه چند مورد را مىآوريم : 1 - مرحوم امام فرمودهاند : اين تعريف ، از نوع تعريف به لازم و اثر است زيرا آن ارتباط ويژه از وضع و جعل سرچشمه مىگيرد و تعريف به لازم با امكان تعريف شيئى به خود ذات و ذاتيّات ، مناسب نيست « 1 » 2 - مرحوم آقاى بروجردى فرمودهاند : تعريف شما مجمل است و در واقع فرار از تعريف است زيرا شما ماهيّت وضع را تبيين نكرديد بلكه به نحو مجمل فرموديد : يك نحوه ارتباطى است بين لفظ و معنى ، امّا چگونه ارتباطى است ؟ بيان نشد و اگر اين صحيح باشد بايد هرچيزى را در عالم به امر مبهم و مجهول تعريف كنيم ، مثلا بگوئيم : عقل يك نوع موجود خارجى است ، نفس يك نحو وجودى دارد ، انسان نوعى موجود خارجى است و . . . و كسى به اين تعاريف ملتزم نيست و براى آنها وقعى قائل نيست . « 2 » البته از آنجا كه به عقيده آخوند تعاريف موجود در علم اصول فقه نوعا تعاريفهاى لفظى و شرح الاسمى است لذا اين اشكالها و مانند آنها وارد نيست آرى
--> ( 1 ) - جواهر الاصول ج ، 1 ص 82 و مناهج الاصول ، ج 1 ، ص 57 . ( 2 ) - نهاية الاصول ، ص 17 .